امید جهانشاهی یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 07:09 ق.ظ نظرات ()
سالها پیش خانومی لب دریا نشسته بود ک یهو انگشتر نامزدیش از دستش سرخورد افتاد تو آب
اون زن خیلی ناراحت شد و خیلی گریه کرد
سالها بعد همون زن داشت تو آشپزخونه ماهی پاک میکرد ک متوجه ی جسم سفت تو بدن ماهی شد وقتی شکم ماهی رو باز کرد دید
.
.
.
استخونه ماهیه....!!!!
چیه؟نکنه انتظار داشتی حلقش باشه.بابا شما دیگ کی هستید
خیلی تو فیلم اید
جم کو با ای قرتی،بازیارو